مشترك مورد نظر
مشترك مورد نظر در دسترس نيست
تنها كلمه
يك كلمه
به سمتى بگير كه باد نَبَرَد پيراهنات
باز هم روى دست باد بگومگوى ِ لباسهاى من
شكم داده پيراهنام
با باد خوابيده حمام آفتاب گرفته
مشترك مورد نظر در دسترس نيست
حرفها را جمع مىكنم
روسرى كه ناگهان از طناب
به كنار از دستهاى تو مىرفت
تمام مسيرها به سمت تنها يك كلمه يك كلمه كه نزد خدا
به سمتى بگير كه راه بدهد
شكل مرا در اين پيراهن
بوى بهارنارنج دارد
سوخته از نفسهاى همراه
اين از پيراهنات
مشترك مورد نظر در دسترس، مُرده است
اما من اتو مىكشم اين سهشنبه را
رختها با باد شكل تو مىشوند
اين كلاه، اين شال، اين پيراهنات
تمام مسيرها به سمت مشترك مورد نظر
باد خورده اين كلمات من
بشنوى اگر تنها كلمه يك كلمه
به دستهايم مىرسى با باد
كه دست گرفته اين دستگاه ِ مورد نظر خاموش
«خرد و خراب و مست» با باد است كه مىپيچم از تو.