فدرال ِ سامباتايى(1)
براى مردم ايلام
ديگر از من بيرون آمدهام
كروشهها را شكستهام
ديگر حتا «تو» قدر ِ مطلق نيست
فدرال ِ سامباتايى شما را مىخوانَد
از محور ِ مختصات راه مىبَرَم
به اعداد ِ صحيح سوت مىزنم
اين پيرمرد چرا عصا نمىگردانَد شال نمىاندازد،
از چشمهاى من مگر برنخاسته؟
مگر من چهارده سالهاش نيستم؟
رنگ ِ خون ِ شب ِ معاشقه دارد لبهايم
و در تيرگى ِ موهايم
شب، مقروض ِ مقروض است
بيا بيا آريوخنشين(2) ِ من!
من!؟
بانوى سامباتايى!
از صدايم نترس!
اين تارها را
عشق الماس زده
و رعشهى دستانم را جنون به هم بافته
بيا غرور ِ نوزده سالگى! خورجينات را بگذار!
بگذار كنار چشمانت لبى تر كنيم
آقاى من دستانت را بده!
ما به خواب ِ بانو راه مىبريم
فوتوريسم(3) ِ ما ديوانه كننده است
«ماهسبذان»(4)! چهرهات را «سيو» كردهام
و ديگر دلتنگ ِ دورىات نيستم
سرچ كن، سرچ كن!
ها! آفرين يه خُومِم خو بنور خدا يه خُومِم(5)
چين و چروك صورتم را اينطور تيغ نزن، نترس!
نترس! دختر!
نرمهى دست به گوش و پشت گردنم نينداز
تا بىنهايت كش نده اين تيغ و اين گردن را
چند قطره
چند قطره كافى بود
تا پنجه به ديوار زدم
و فدرال ِ سامباتايى را از «من» و «تو» ساختم
فقط با چند قطره
و به نام عشق.
__________________________________________________________
پانوشت:
1.فدرال يعنى اتحاد چند ايالت. در ضمن بطلميوس، ساكنان ايلام را سامباتايى مىناميد.پس تركيب ِ «فدرال سامباتايى» به معناى اتحاد ايالتهاى ايلامىهاست.
2.جلگهى آريوخ، قديمترين نام ايلام است
3.آيندهگرايى
4.نام ايلام در زمان اردشير بابكان
5.به زبان ايلامى يعنى: بله! آفرين اين خودم هستم.خوب نگاهم كن،خداى من اين خودم هستم.