تبليغاتX
وب نوشته‌هاى آفاق شوهانى
..

 

شعر واقعی پیچیده

است

گفت و گوی علی حسن زاده با آفاق شوهانی

 

موضوع «بحران مخاطب» در شعر امروز ما از موضوعات بحث انگيز سال هاي اخير در حوزه ادبيات بوده است که شاعران حرفه يي شعر امروز - مثل علي باباچاهي، حافظ موسوي، مهرداد فلاح، ابوالفضل پاشا، کوروش همه خاني و... - در گفت وگوهايشان بدان پرداخته اند. موضوع «بحران مخاطب» در شعر امروز ما، بهانه يي شد تا در خصوص آن با آفاق شوهاني به گفت و گو بپردازم. آفاق شوهاني (شاعر و منتقد معاصر)، در سال 1346 به دنيا آمد. آثار او عبارتند از؛ تنهاتر از آغاز (مجموعه شعر)، در اين نه در سيزده (مجموعه شعر)، من در اين شعر آفاق شوهاني تويي (مجموعه شعر).

---

-نخست از بحثي جدل انگيز که در اين سال ها مطرح شده است، آغاز کنيم؛ گسستي بين مخاطبان و شعر امروز اتفاق افتاده است که اين گسست منجر به ايجاد بحراني با عنوان «بحران مخاطب» شده است. آيا مواجه شدن شعر امروز با بحران مخاطب مبداء تاريخي دارد؟

در طول 15- 10 سال اخير که در حوزه شعر به نگرش عميق تري رسيده ام بر من مسلم شده است که مخاطب اثري که بتوان آن اثر را از هر حيث «شعر» ناميد، بسيار اندک است و من همواره در اين عرصه جست و جوگر مخاطب خاص بوده ام... برعکس اين را نيز مي توانم بگويم که هر جا آثاري از قبيل شبه شعر، نظم واره، تجريدي و منفعل خوانده ام، آن آثار غالباً رويکرد عام داشته اند، دهان به دهان گشته اند و به آوازه و شهرت رسيده اند براي مثال مي توانم به تعدادي از شعرهاي شعارزده و سطحي و دم دستي اين دوره استناد کنم که چنين شعرهايي هميشه اقبال عام داشته اند، در حالي که از آغاز انقلاب نيما و نزديک شدن آثار او به ذات و جوهره شعر، مخاطب عام دچار سرگشتگي مي شود و اديبان و شاعرنماهايي همچون حميدي شيرازي پا پس مي کشند و جبهه مي گيرند و جناب فروزانفر با شنيدن اشعار نيما در زمان شعرخواني او، زير ميز پنهان مي شود و به خنده مي افتد و با تمسخر مي گويد؛ اين آقا چطور نمي داند که اينها وزن و قافيه ندارند و شعر نيستند؟ اجازه بدهيد کمي به عقب برگرديم؛ پيش از نيما، انديشه فاصله گرفتن از معيارهاي کلاسيک، از ذهن ايرج ميرزا، بهار، عارف و عشقي گذشته بود چنان که عشقي در مقدمه نوروزي نامه مي نويسد؛ «ما محکوم نيستيم که هميشه سبک ادبي چندين ساله فرتوت را دنبال کرده هي به کرات اسلوب سخن سرايي سخنوران عهد عتيق را تکرار بنماييم. بايستي در اسلوب سخن سرايي زبان پارسي تغيير داد.»يا اديب الممالک فراهاني در اعتراض و احتراز از تقليد قدما مي گويد؛ «اي ادبا تا به کي معاني بي اصل مي تراشيد ابجد و کلمن را؟» همچنين کساني چون تقي رفعت، ابوالقاسم لاهوتي، جعفر خامنه يي و خانم شمس کسمايي در تجدد و رويکرد به شعر نو، از پيشگامان بودند که البته با خودکشي رفعت، تشکل اين پيشگامان در تبريز از هم پاشيد. اما نيما يوشيج با سرودن شعرهايي همچون «قصه رنگ پريده...» و «افسانه»، شعر نو فارسي را پايه گذاري کرد و کساني چون حميدي شيرازي نتوانستند اين شيوه جديد را درک کنند، پس مهار از کف دادند و تيغ دشمني برگرفتند و البته هواداران او يا کساني که من آنها را مخاطب عام مي نامم، همان شيوه حميدي شيرازي را در پيش گرفتند و نيما مجبور شد شعرهاي خود را مثلاً در مجله موسيقي منتشر کند، يعني آنکه در هر دوره يي مي توان به همين شکل نظر داد که مخاطب خاص شعرهاي حرفه يي اندک بوده است.

براي توضيح يا استدلال بيشتر يادآوري کنم که نيما در نخستين کنگره نويسندگان ايران مي گويد؛ «تا شيوه کار در هر کدام از اين قطعات، تير زهرآگيني، مخصوصاً در آن زمان به طرف طرفداران سبک قديم بود، طرفداران سبک قديم آنها را قابل درج و انتشار نمي دانستند. با وجود اين در سال 1342 هجري قمري بود که اشعار من صفحات زياد منتخبات آثار شعراي معاصر را پر کرد. عجب آنکه نخستين منظومه من «قصه رنگ پريده» هم که از آثار بچگي به شمار مي آمد جزء مندرجات اين کتاب و در بين نام آن همه ادباي ريش و سبيل دار خوانده مي شد و به طوري قرار گرفته بود که شعرا و ادبا را نسبت به من و مولف دانشمند کتاب (هشترودي زاده) خشمناک مي ساخت. مثل اينکه طبيعت آزاد پرورش يافته من، در هر دوره از زندگي من، بايد با زد و خورد رودررو باشد.»اين روند از زمان نيما و حتي از زمان مشروطه تا به امروز ادامه دارد. عامه مردم از شعر کوچه مشيري لذت مي برند و زمستان اخوان ثالث ايده آل آنهاست، يا تعدادي از اشعار سياسي شاملو ورد زبان شان شده است. اما هنوز که هنوز است با «شب پره ساحل نزديک» يا « سيوليشه» يا «کار شب پا» يا ساير اشعار جدي نيما نتوانسته اند ارتباط برقرار کنند، مگر تک سطري که البته هنگامي که مي بينند به خاطر آن تک سطر بايد يک شعر ساخت مند را به دقت بخوانند و آن را کشف کنند و فرازهايي از آن را به ذهن بسپارند، عطايش را به لقايش مي بخشند.

برای خواندن متن کامل این گفت و گو در سایت روزنامه ی اعتماد این جا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9:40  توسط آفاق شوهانی  | 

 

چريدن ِ گاو از نقطه

 

حرف‌هاى من با گاو ايدز دارد

من روى حرف‌ها بالا مى‌آوَرَد

ببين!

گاو رها كرده‌ام بى‌نقطه

اين پا و آن پا نكن ماسك بزن

تا به‌ايستى روى پانتوميم ِ باله‌هايم در هوا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 18:39  توسط آفاق شوهانی  |