سال نو مبارك
ز كوى يار مىآيد نسيم باد نوروزى
از اين باد ار مدد خواهى چراغ دل برافروزى
فرا رسيدن سال نو را به همهى شاعران و نويسندگان تبريك مىگويم و اميد آن دارم كه در سال جديد، شعر و ادب سرزمين ما بيش از پيش رو به تعالى برود؛ و اهل قلم روزگار بهترى را پيش روى خود داشته باشند.چنين باد!
همينكه باران زد
(خوانش شعري از بيژن نجدي(
همينكه مزرعه پوست به گندم داد، ساقه كشيد
در سرنوشت سبز گياهىاش
همين كه باران زد
ساقه بازگشت به خانهاش در خاك
زنى پرسيد: «امروز چند شنبه است پسرم؟»
مردى فرياد زد: «خدايا سال هزار و سيصد و چند است»
پاييز كه بيايد من يازده ساله مىشوم
دلم مىخواهد با مادرم بروم، زير چادرش
وقتى كه روزها
غروب ِ هر روز نماز مىخواند
پاييز است
از زير چادر نمازش آمدهام
پير.
با دندانم نوشتم: خشم
مثل گاوهاى اسپانيا چشم در چشم يك قصاب
با پاهايم نوشتم: ساقههاى سبز برنج، مثل گاوهاى لاهيجان
چقدر مهربان اما
چقدر خسته
در برنجزارهاى سرد.*